فریافرهنگ نامها(تلفظ: fariyā) ]فری = خجسته ، مبارک ، دارای خجستگی و شکوه ، شکوهمند و خجسته + ا = (پسوند نسبت)[ ، (به مجاز) خجسته ، شکوهمند ، مبارک ، با شکوه ؛ (به مجاز) جذاب ،
فریعلغتنامه دهخدافریع. [ ف ُ رَ ] (ع اِ) لغتی است در فرعون یا آن ضرورت شعر است در سخن امیةبن ابی الصلت . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).
فریادفرهنگ مترادف و متضادبانگ، جیغ، خروش، دادوبیداد، زوزه، شیون، صیحه، ضجه، عربده، غریو، غلغله، فغان، غیه، ناله، نعره، نفیر، ولوله، هیاهو