فرگللغتنامه دهخدافرگل . [ ف َ گ ُ ] (اِ) نوعی پیراهن و در آیین اکبری نوشته که لباسی از فرنگ برخاسته و امروز میپوشند. خوش آینده و زیبنده و شکوه افزاست . (آنندراج ).
فرگلفرهنگ نامها(تلفظ: far gol) نوعی پیراهن [برخاسته از فرنگ] که خوشایند و زیبنده و شکوه افزا بوده (است) .
بازافکنلغتنامه دهخدابازافکن . [ اَ ک َ ] (اِ مرکب )ژنده و پینه ای باشد که فقیران و درویشان بر جامه ٔ پاره و خرقه دوزند. (برهان ). پارچه ای باشد که بر جامه ٔ پاره و ژنده ٔ درویشان ب
نرگس چشملغتنامه دهخدانرگس چشم . [ ن َ گ ِ چ َ / چ ِ ] (ص مرکب ) که چشمانی چون نرگس دارد. که چشمانی خمارآلوده دارد : عنبرین خطی و بیجاده لب و نرگس چشم حبشی موی و حجازی سخن و رومی دیم