فرودیلغتنامه دهخدافرودی . [ ف ُ ] (حامص ) سراشیب بودن . سرازیری : و به یک سو از آن میل نکند سراشیب از بهر فرودی . (التفهیم ).- فرودی مایه .رجوع به مدخل فرودی مایه شود.
فرودی مایهلغتنامه دهخدافرودی مایه . [ ف ُ ی َ / ی ِ ] (اِ مرکب ) ماده ٔ عالم سفلی که عناصر اربعه باشد. (انجمن آرای ناصری ) (آنندراج ).
فرودی مایهلغتنامه دهخدافرودی مایه . [ ف ُ ی َ / ی ِ ] (اِ مرکب ) ماده ٔ عالم سفلی که عناصر اربعه باشد. (انجمن آرای ناصری ) (آنندراج ).
فرود فرعیplagal cadence, Greek cadenceواژههای مصوب فرهنگستانفرودی که از پیوند آکورد درجۀ چهارم با آکورد درجۀ یکم حاصل میشود متـ . فرود آمین Amen cadence فرود کلیسایی church cadence
فرود فریبندهinterrupted cadence, abrupt cadence, broken cadence, deceptive cadence, evaded cadence, irregular cadence, surprise cadenceواژههای مصوب فرهنگستانفرودی که اغلب از پیوند آکورد درجۀ پنجم با هر آکورد دیگری غیر از آکورد بنمایه، غالباً آکورد درجۀ ششم، حاصل میشود
فرود کاملperfect cadence, final cadence, full cadence, full close, complete cadenceواژههای مصوب فرهنگستانفرودی که از پیوند آکورد درجۀ پنجم با آکورد درجۀ یکم، معمولاً به حالت پایگی، حاصل میشود متـ . فرود اصلی authentic cadence
نیمفرودhalf cadance, semi-cadence, half closeواژههای مصوب فرهنگستانفرودی که از پیوند آکورد هر درجه با آکورد درجۀ پنجم حاصل میشود