فرهنگسرافرهنگ انتشارات معین( ~ . سَ) (اِ.) مؤسسه ای برای فعالیت های فرهنگی مراجعه کنندگان که معمولاً دارای کتابخانه ، سینما، تماشاخانه ، موزه ، میدان های ورزشی و اسکان های دیگر است .
فرهنگسارلغتنامه دهخدافرهنگسار. [ ف َ هََ ] (اِ مرکب ) به معنی نسخ است و نسخ در لغت به معنی زائل کردن و باطل نمودن چیزی باشد و به اصطلاح اهل تناسخ عبارت از آن است که چیزی صورتی که دا
تئاتر (سالن تئاتر)فرهنگ فارسی طیفیمقوله: رسانۀ ارتباط . وسیلۀ انتقال اندیشه (سالن تئاتر)، آمفیتئاتر، سینما، فرهنگسرا لژ، بالکن، پاویون محل اجرای تعزیه، تکیه، حسینیه سالن نمایش، نمایشخانه، سالن
هنرتئاترفرهنگ فارسی طیفیمقوله: رسانۀ ارتباط . وسیلۀ انتقال اندیشه تئاتر، درام، نمایش، نقالی، تئاتر، تلهتئاتر، تئاتر تلویزیونی، صحنه تئاتر شهر، فرهنگسرا تعزیه، نمایش مذهبی، شبیهخوانی
فرهنگسارلغتنامه دهخدافرهنگسار. [ ف َ هََ ] (اِ مرکب ) به معنی نسخ است و نسخ در لغت به معنی زائل کردن و باطل نمودن چیزی باشد و به اصطلاح اهل تناسخ عبارت از آن است که چیزی صورتی که دا
فرهنگستانلغتنامه دهخدافرهنگستان . [ ف َ هََ گ ِ ] (اِ مرکب ) (از: فرهنگ + ستان ، پسوند). در زبان پهلوی فرهنگستان به معنی مدرسه و مکتب است و در سالهای اخیر این لغت را معادل آکادمی یعن