فردیسلغتنامه دهخدافردیس . [ ف َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان بهنام پازوکی بخش ورامین شهرستان تهران ، واقع در پانزده هزارگزی شمال باختری ورامین و دوهزارگزی خاور راه شوسه ٔ ورامین به
فردیسچهرفرهنگ نامها(تلفظ: fardis čehr) (فردیس + چهر = چهره) ، آن که چهرهاش بهشتی است ، بهشتی رو .
فردینلغتنامه دهخدافردین . [ ف َ] (اِ) مخفف فروردین که ماه اول باشد از سال و بودن آفتاب است در برج حَمَل و آن برج اول است از دوازده برج فلک . (برهان ). رجوع به فروردین و فرودین شو
فردینلغتنامه دهخدافردین . [ ف َ دَ ] (ع ص ، اِ) تثنیه ٔ فرداست در حالت نصب و جر: لقیته فردین ؛ دیدم او را و با ما دیگری نبود. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).
tendsدیکشنری انگلیسی به فارسیتمایل دارد، گراییدن، میل کردن، نگهداری کردن از، وجه کردن، پرستاری کردن، مواظب بودن، متمایل بودن به، گرایش داشتن
فردیسچهرفرهنگ نامها(تلفظ: fardis čehr) (فردیس + چهر = چهره) ، آن که چهرهاش بهشتی است ، بهشتی رو .
علملغتنامه دهخداعلم . [ ع َ ل َ ] (اِخ ) کوه فردیست در مشرق حاجر و موسوم به أبان است و دارای نخل و وادی است . (از معجم البلدان ).
دیر خالدلغتنامه دهخدادیر خالد. [ دَ رِ ل ِ ] (اِخ ) یا دیر صلیبا (چلیپا) بدمشق مقابل باب الفردیس است . چون خالدبن الولید در محاصره ٔ دمشق بدانجا رفت این دیر بخالد منسوب گردید. و ابن
فردینلغتنامه دهخدافردین . [ ف َ] (اِ) مخفف فروردین که ماه اول باشد از سال و بودن آفتاب است در برج حَمَل و آن برج اول است از دوازده برج فلک . (برهان ). رجوع به فروردین و فرودین شو