فردوانلغتنامه دهخدافردوان . [ ف َ دِ ](اِخ ) دهی است از دهستان ماربین بخش سده شهرستان اصفهان ، واقع در نه هزارگزی خاور سده متصل به شوسه ٔ اصفهان به تهران . ناحیه ای است جلگه ای ،
فراوانفرهنگ مترادف و متضادانبوه، بابرکت، بس، بسیار، بیحد، بیشمار، بینهایت، جزیل، خیلی، زیاد، شایگان، عدیده، کثیر، متراکم، معتنابه، وافر ≠ کم، نادر
فراواندیکشنری فارسی به انگلیسیrichly, affluent, abundant, amply, bounteous, bumper, considerable, copious, divers, extensive, exuberant, long , fat, flush, myriad, free, galore, generous, in
aboundsدیکشنری انگلیسی به فارسیفراوان است، فراوان بودن، زیاد بودن، وفور داشتن، تعیین حدود کردن، فراوان شدن