فُرَادَىٰفرهنگ واژگان قرآنتك ها (جمع فرد و به معناي هر چيزي است که از يک جهت منفصل و جداي از غير خود باشد ، و در مقابل آن زوج قرار دارد که به معناي چيزي است که از يک جهت با غير خود اختلا
فرخندهفرهنگ مترادف و متضادباسعادت، باشگون، خجسته، خوشیمن، سعد، فرخ، فرخپی، مبارک، متبارک، متبرک، میمون، همایون ≠ نحس
خنشانفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهفرخنده؛ خجسته؛ مبارک: ◻︎ باد بر تو مبارک و خنشان / جشن نوروز و گوسپندکشان (رودکی: ۵۴۶).
فرادلغتنامه دهخدافراد. [ ف َرْ را ] (ع ص ) فروشنده و سازنده ٔ فرائد. (اقرب الموارد). مرواریدفروش و مرواریدساز. (منتهی الارب ).