فراویزلغتنامه دهخدافراویز. [ ف َ] (اِ) سجاف جامه و غیر آن . (برهان ). به حذف الف نیز آمده است . (آنندراج ). وژنگ . لبه . حاشیه . سجاف . (یادداشت مؤلف ). پروز. فرویز. (حاشیه ٔ بره
فرویزلغتنامه دهخدافرویز. [ ف َرْ ] (اِ) فراویز. که سجاف جامه باشد. (برهان ). رجوع به فراویز و فریز شود.
برورلغتنامه دهخدابرور. [ ب َرْ وَ ] (اِ) فراویز وسجاف جامه و دامن و سرهای آستین پوستین . (برهان ). پیوند که در جامه کنند. (شرفنامه ٔ منیری ). سنجاف و فراویز جامه و دامن و سرهای
وژنگفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. فراویز؛ سجاف جامه؛ پارچهای که برای زینت جامه در کنارۀ دامن یا سر آستین میدوزند.۲. پینه.