فراهمیلغتنامه دهخدافراهمی . [ ف َ هََ ] (حامص مرکب ) جمعیت . خلاف پراکندگی . (یادداشت به خط مؤلف ). رجوع به فراهم شود.
فراهیدلغتنامه دهخدافراهید. [ ف َ ] (ع اِ) گوسپندان ریزه . (آنندراج ) (از اقرب الموارد). || ج ِ فرهود. (اقرب الموارد). رجوع به فرهود شود.
فراهیدلغتنامه دهخدافراهید. [ ف َ ] (اِخ ) نام جد خلیل بن احمد صاحب عروض و کتاب العین . (سمعانی ذیل نسبت فراهیدی ).
availabilityدیکشنری انگلیسی به فارسیدسترسی، دسترس پذیری، فراهمی، قابلیت استفاده، چیز مفید و سودمند، شخص مفید
availabilitiesدیکشنری انگلیسی به فارسیامکانات موجود، دسترسی، دسترس پذیری، فراهمی، قابلیت استفاده، چیز مفید و سودمند، شخص مفید
ساختگیلغتنامه دهخداساختگی . [ ت َ / ت ِ ] (حامص ) چگونگی و کیفیت ساخته . ساخته بودن . و ساخته شدن . رجوع به ساختن و ساخته شود. || آمادگی . بسیج . بسیجیدگی . بسغدگی . فراهمی اسباب