فرانیلغتنامه دهخدافرانی . [ف َ ] (ع اِ) ج ِ فُرْنی ّ. (یادداشت به خط مؤلف ). نانهای کلیچه ٔ گرد و بزرگ . (ناظم الاطباء) : نان داری اندر انبان ده گونه باستانی چه قرص و چه میانه چ
فرانیلغتنامه دهخدافرانی . [ ف َ ] (ص نسبی ) منسوب به فران که بطنی است از قضاعه . (سمعانی ). رجوع به فران شود.
فرانیمبرّاقhigh semiglossواژههای مصوب فرهنگستانویژگی سطحی که میزان برّاقیت آن در زاویۀ 60 درجه در گسترۀ 55 تا 70 قرار دارد
فرانیمتندبادfresh galeواژههای مصوب فرهنگستانبادی با سرعت 34 تا 40 گره در مقیاس بوفورت فراتندباد متـ . عدد بوفورت 8 Beaufort number 8
خرقانیلغتنامه دهخداخرقانی . [ خ َ رَ ] (اِخ ) احمدبن الحسین بن عبدالرحمن بن عبدالرزاق العبسی الشاشی خرقانی الفرانی ، مکنی به ابوالفتح ، از خرقان سمرقند بود و پدر او از شاش . او در
مقلاتلغتنامه دهخدامقلات . [ م ِ ] (ع ص ) شتر ماده که یکبار زاید و سپس آن بارنگیرد. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || امراءة مقلات ؛ زنی که کودکش ف
ابوالنجیبلغتنامه دهخداابوالنجیب . [ اَ بُن ْ ن َ ] (اِخ ) جزری . شدادبن ابراهیم بن حسن ملقب به طاهر. شاعرمادح مهلبی وزیر معزالدولة و نیز مداح عضدالدوله ٔ دیلمی و وفات او در حدود چهار