فرانکلغتنامه دهخدافرانک . [ فْرا /ف ِ ] (فرانسوی ، اِ) نام سکه ای است از ملک فرانسه . (آنندراج از مسافرت نامه ٔ شاه ایران ). واحد پول در فرانسه ، بلژیک و سویس . (از فرهنگ آکسفورد
فرانکلغتنامه دهخدافرانک . [ ف َ ن َ ] (اِ) پروانه . سیاه گوش . فرانه . فرانق . (یادداشت به خط مؤلف ). رجوع به فرانق شود.
فرانکلغتنامه دهخدافرانک . [ ف َ ن َ ] (اِخ ) دختر دهقان برزین که زن بهرام گور بود. (ولف ) : مهین دخت را نام ماه آفریدفرانک دگر بد، دگر شنبلید.فردوسی .
فرانکفورتلغتنامه دهخدافرانکفورت . [ فْرا / ف ِ ] (اِخ ) یکی از شهرهای کهن وبزرگ آلمان است که در 17هزارگزی دارمشتات در کنار رود ماین واقع شده است . (از فرهنگ امریکایی وبستر).