فرافکنیواژهنامه آزادمنحرف کردن افکار دیگران از فکریکه ذر ذهن دارد ویا پوشاندن واستتار افکار خود با افکار انحرافی
فرافکنیفرهنگ انتشارات معین(فَ فِ کَ) (اِمص .) 1 - خوی و خصلت هایی خود را ناآگاهانه به دیگران نسبت دادن . 2 - تعارض ها و ستیزهای درونی خود را به دنیای خارج نسبت دادن .
فرافکنیگراییprojectivismواژههای مصوب فرهنگستاندیدگاهی در فرااخلاق (و زیباییشناسی) مبنی بر اینکه سخن گفتن از ارزش و زیبایی چیزها صرفاً فرافکنی نگرشهایی است که ما خود در مورد آنها داریم و بهواقع حالاتی از
فرافکنیگراییprojectivismواژههای مصوب فرهنگستاندیدگاهی در فرااخلاق (و زیباییشناسی) مبنی بر اینکه سخن گفتن از ارزش و زیبایی چیزها صرفاً فرافکنی نگرشهایی است که ما خود در مورد آنها داریم و بهواقع حالاتی از
ارلانگنلغتنامه دهخداارلانگن . [ اِ گ ِ ] (اِخ ) اِرلانْغِن . شهری است در 15هزارگزی شمال نورمبرگ در میانه ٔ باویِر (فرانکُنی )، واقع در ساحل رِگنیتز، دارای 30000 سکنه . این شهر بدو
هانری دوملغتنامه دهخداهانری دوم . [ ی ِ دُوْ وُ ] (اِخ ) معروف به مقدس . پادشاه آلمان که در سال 1002م . پس از مرگ اوتون سوم به پادشاهی آلمانی انتخاب شد.وی آخرین پادشاه از خانواده ساک
هانری پنجملغتنامه دهخداهانری پنجم . [ ی ِ پ َ ج ُ ] (اِخ ) پادشاه آلمان ، پسر هانری چهارم که به تحریک پاپ و پشتیبانی اشراف ، بر پدر شوریدو به جای او نشست . وی در سال 1122م . عهدنامه ا