فراروانیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مذهب ، تلهپاتی، ذهنخوانی، روانشناسی، دورآگاهی، غیببینی، شم پاراپسیکولوژیست
فراروانشناسیmetapsychologyواژههای مصوب فرهنگستانتوصیف نظریه یا عقاید عمومی فروید در بالاترین سطح انتزاع که شامل دستگاه روانی، مانند فرومن و آنمن و فرامن، و توزیع انرژی در چارچوب آن میشود
فراوانفرهنگ مترادف و متضادانبوه، بابرکت، بس، بسیار، بیحد، بیشمار، بینهایت، جزیل، خیلی، زیاد، شایگان، عدیده، کثیر، متراکم، معتنابه، وافر ≠ کم، نادر
روانشناسیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: شکلگیری عقاید؛ عام شناسی، علم اندیشه، فراروانی، ناخوشی دماغی فرویدیسم، روانشناسی فرویدی یونگ رفتارشناسی، روانکاوی، رواندرمانی، بازیدرمانی، تراپی، درمان
aboundsدیکشنری انگلیسی به فارسیفراوان است، فراوان بودن، زیاد بودن، وفور داشتن، تعیین حدود کردن، فراوان شدن