فعلاًلغتنامه دهخدافعلاً. [ ف ِ لَن ْ ] (ع ق ) عملاً. مقابل قولاً. (یادداشت مؤلف ) : بر دست و زبان ایشان هرچه رفته باشد فعلاً و قولاً، هرآینه در افواه افتد. (گلستان سعدی ). || مج
فرعلانلغتنامه دهخدافرعلان . [ ف ُ ع ُ ] (ع اِ) کفتار نر. (منتهی الارب ).مذکر فرعل . (از اقرب الموارد). رجوع به فرعل شود.
toughدیکشنری انگلیسی به فارسیسخت است، دشوار، سخت، خشن، شدید، محکم، سفت، بادوام، زمخت، سر سخت، پی مانند، شق، با اسطقس
فعلاًلغتنامه دهخدافعلاً. [ ف ِ لَن ْ ] (ع ق ) عملاً. مقابل قولاً. (یادداشت مؤلف ) : بر دست و زبان ایشان هرچه رفته باشد فعلاً و قولاً، هرآینه در افواه افتد. (گلستان سعدی ). || مج
فرعلانلغتنامه دهخدافرعلان . [ ف ُ ع ُ ] (ع اِ) کفتار نر. (منتهی الارب ).مذکر فرعل . (از اقرب الموارد). رجوع به فرعل شود.
فعلاتلغتنامه دهخدافعلات . [ ف َ ع َ ] (ع اِ) ج ِ فَعْلة. کارها. اعمال : تا او جزای فعلات خود بدهد. (جهانگشای جوینی ج 2 ص 69) (فرهنگ فارسی معین ).
فاعلاتنلغتنامه دهخدافاعلاتن . [ ع ِ ت ُ ] (ع اِ) یکی از افاعیل عروضی که بصورت واحدی برای سنجش وزن شعر به کار میرود و در تقطیع اشعار کلمات را از نظر حروف ساکن و متحرک با آن مطابقه م