فحوللغتنامه دهخدافحول . [ ف َ ] (ع اِ) گشن خرما را نامند. (فهرست مخزن الادویه ). در اقرب الموارد و منتهی الارب این ضبط و این معنی نیست .
فحوللغتنامه دهخدافحول . [ ف ُ ] (ع ص ، اِ) ج ِ فحل . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). رجوع به فحل شود. || فحول شعرا؛ چیره دستان در مهاجات . آنانکه چون با شاعری معارضه کنند چیره شو
فحولةلغتنامه دهخدافحولة. [ف ُ ل َ ] (ع مص ) گشنی کردن . || (اِ) ج ِ فحل . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). رجوع به فحل شود.
فحولةلغتنامه دهخدافحولة. [ف ُ ل َ ] (ع مص ) گشنی کردن . || (اِ) ج ِ فحل . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). رجوع به فحل شود.
طباطبائیلغتنامه دهخداطباطبائی . [ طَ طَ ] (اِخ ) ابراهیم از فحول شعرای عراق . تولدش در سال 1248 در نجف و وفاتش نیز در سال 1319 هَ . ق . در همان جا بوده است . او رافطرتاً میل به ادب
راجزلغتنامه دهخداراجز. [ ج ِ ] (اِخ ) فضل بن قدامه ٔ عجلی یکی از فحول شعرای عهد اموی است کنیت او ابوالنجم بود. گویند شبی هشام وی را برای نقل قصص و حکایات گوناگون احضار کرد او نی
تائبلغتنامه دهخداتائب . [ ءِ ] (اِخ ) لقب احمدبن یعقوب که از فحول قراء متقدمین است . (منتهی الارب ).