فَحْشَاءِفرهنگ واژگان قرآناعمال زشت از قبيل زنا و امثال آن (کلمه فحش و فحشاء و فاحشه به معناي کردار و گفتار زشتي است که زشتيش بزرگ باشد . و بعيد نيست که اصل در معناي آن خروج از حد در کار
فحشاءلغتنامه دهخدافحشاء. [ ف َ ] (ع اِمص ، اِ) معصیت زشت . (ترجمان علامه جرجانی ) (مجمل اللغه ). بدی که از حد درگذرد. (زمخشری ). زشت کاری . (ربنجنی ). هو ما ینفرعنه الطبع السلیم