فتاحیلغتنامه دهخدافتاحی . [ف َت ْ تا ] (اِخ ) مولانا یحیی سیبک . از جمله ٔ علم و فضل خراسان ، که در جمیع علوم ماهر بود و در فن عروض مسلم و مشهور. شبستان خیال ، تصنیف اوست و در ای
فتاحیةلغتنامه دهخدافتاحیة. [ ف ُ ی َ ] (ع اِ) مرغی است . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). رجوع به فَتّاح شود.
فتاریدنلغتنامه دهخدافتاریدن . [ ف ِ دَ ] (مص ) کندن . || شکافتن و دریدن و پریشان ساختن . || از هم جدا کردن . || ریختن . (برهان ). رجوع به فتالیدن شود.
فَتَّاحُفرهنگ واژگان قرآنحلال مشکلات- بسيار گشاينده ها- بسيارباز کننده ها(فتّاح صيغه مبالغه از فتح به معناي برداشتن قفل و حل اشکال است)
فتوحیلغتنامه دهخدافتوحی . [ ف َ ] (اِ) جامه ای که بر سینه پوشند، و به عربی آن را صُدَیر گویند. (آنندراج از نفائس اللغات ).
فتاحیةلغتنامه دهخدافتاحیة. [ ف ُ ی َ ] (ع اِ) مرغی است . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). رجوع به فَتّاح شود.
حیوهواژهنامه آزادمعنی دیگر این واژه "عطا" است (رجوع شود به شبستان نکات و گلستان لغات فتاحی نشاپوری).
یحیی سیبکلغتنامه دهخدایحیی سیبک . [ ی َح ْ یا ب َ ] (اِخ ) از شعرا و فضلای ملک خراسان است و در بسیاری از علوم و فنون ماهر بوده ، کتاب «شبستان خیال » و «حسن دل » به نثر و «تعبیر خواب
دلگشافرهنگ نامها(تلفظ: del gošā) شادی آفرین و فرحبخش ؛ (در موسیقی ایرانی) رِنگی در دستگاه سه گاه ؛ (در تصوف) صفت فیاضی و فتاحیِ خداوند که در مقام انس ، دل سالک با آن آرامش میی
عبدالفتاحلغتنامه دهخداعبدالفتاح . [ ع َ دُل ْ ف َت ْ تا ] (اِخ ) ابن درویش التمیمی الحنفی النابلسی ، فقیه و ساکن قدس بود. از تألیفات اوست : الفوائد الفتاحیه فی فقه الحنفیه . کتاب فت