فایقهفرهنگ انتشارات معین(یِ قِ) [ ع . فائقه ] (اِفا.) مؤنث فائق ، زنی که از حیث جمال بر همگان برتری داشته باشد. ؛ احترامات ~ احترامات عالیه .
فایدهفرهنگ مترادف و متضاد۱. صرفه، منفعت، نفع ۲. بهره، ربح، سود ۳. اثر، تاثیر، خواص، خاصیت ۴. حاصل، نتیجه
فایقفرهنگ مترادف و متضاد۱. پیروز، چیره، غالب، فاتح، فایز، فایز، مستولی، مسلط ۲. برتر، عالی، والا ≠ مغلوب
availدیکشنری انگلیسی به فارسیفایده، سود، استفاده، ارزش، کمک، بدرد خوردن، دارای ارزش بودن، سودمند بودن، در دسترس واقع شدن