فایدلغتنامه دهخدافاید. [ ی َ ] (حرف اضافه ) بر وزن شاید، بمعنی «تا»ست که کلمه ٔ انتها باشد، و در عربی حتی گویند. (برهان ) : خداوند است و میر میرزاد است ز عهد عصر آدم فاید اکنون
فایدهفرهنگ مترادف و متضاد۱. صرفه، منفعت، نفع ۲. بهره، ربح، سود ۳. اثر، تاثیر، خواص، خاصیت ۴. حاصل، نتیجه
availدیکشنری انگلیسی به فارسیفایده، سود، استفاده، ارزش، کمک، بدرد خوردن، دارای ارزش بودن، سودمند بودن، در دسترس واقع شدن