فانتزیلغتنامه دهخدافانتزی . [ ت ِ ] (فرانسوی ، اِ) خیال . وهم . تصور. || هوی . هوس . بلهوسی . || میل . خواست . خواهش طبع. تفنن . (فرهنگ فرانسه ٔ نفیسی ). در تداول عامه ٔ روزنامه ه
فانتزیفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. [عامیانه] غیر لازم و تجملی: لباس فانتزی.۲. [عامیانه] غیر جدی.۳. [عامیانه] بدیع و جالب؛ نوظهور.۴. (ادبی) نوعی داستان کوتاه تخیلی که در آن از جنبههای خندهدار