فاللغتنامه دهخدافال . (ع اِ) در عربی فَأل با همزه . شگون . ضد طیره ، بمعنی نیک و بد هر دو استعمال نمایند. (منتهی الارب ). اغور. آغال . شگون . (ناظم الاطباء) : من این نامه فرخ
افؤللغتنامه دهخداافؤل . [ اَ ءُ ] (ع اِ) ج ِفَأل ، شگون . ضد طیره . (منتهی الارب ). ج ِ فأل ، بمعنی سخن خوش و نیکو. (از اقرب الموارد). فؤول . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).
کادسلغتنامه دهخداکادس . [ دِ ] (ع ص ، اِ) فال بد که به عطسه دادن گیرند از عطاس و جز آن . (منتهی الارب ). آنچه بدان تطیر کنند و به فال بد گیرند از فال و عطسه و جز آن . (ناظم الاط