فاضلةلغتنامه دهخدافاضلة. [ ض ِ ل َ ] (اِخ ) زن عبداﷲبن انیس ، معروف به فاضله ٔ انصاریه . از زنان همزمان پیامبر اسلام (صحابیه ) بوده و روایاتی از او نقل شده است . (از کتاب الاصابة
فاضلةلغتنامه دهخدافاضلة. [ ض ِ ل َ ] (ع ص ) مؤنث فاضل . ج ، فاضلات ، فواضل . رجوع به فاضل شود. || (اِ) (اصطلاح عروض ) اجتماع چهار حرف متحرک و یک ساکن . این سخن از ابراهیم عبدالر
فاضلةلغتنامه دهخدافاضلة. [ ض ِ ل َ ] (اِخ ) زن عبداﷲبن انیس ، معروف به فاضله ٔ انصاریه . از زنان همزمان پیامبر اسلام (صحابیه ) بوده و روایاتی از او نقل شده است . (از کتاب الاصابة
فاضلةلغتنامه دهخدافاضلة. [ ض ِ ل َ ] (ع ص ) مؤنث فاضل . ج ، فاضلات ، فواضل . رجوع به فاضل شود. || (اِ) (اصطلاح عروض ) اجتماع چهار حرف متحرک و یک ساکن . این سخن از ابراهیم عبدالر
اتوپیاواژهنامه آزادمدینه ی فاضله،آرمانشهر (در زبانهای غربی utopia). مفهومهای مشابهی از این واژه در آرای فلاسفه یونان باستان (افلاطون و ارسطو) عرضه شده و در فلسفهٔ اسلامی از آن