فاصلۀ زمانی پایهbase headwayواژههای مصوب فرهنگستانفاصلۀ زمانی برنامهریزیشده برای ناوگان حملونقل انبوه در زمان غیر اوج
نمودار زمان ـ فاصلهtime space diagramواژههای مصوب فرهنگستاننمودار دوبعدی بهصورت تابعی از رنگ چراغ و فاصلۀ بین چراغهای تقاطعهای متوالی مسیر شریانی، برای هماهنگی آنها، بهنحویکه بیشتر از زمان سبز استفاده شود
فاصلهدیکشنری فارسی به انگلیسیdistance, gap, interlude, interval, remove, separation, space, walk, way
آغازشدورهplastochronواژههای مصوب فرهنگستانفاصلة زمانی میان شروع دو رویداد تکراری پیدرپی نظیر پیدایش دو آغازة برگ