فاصلهگذاریalienationواژههای مصوب فرهنگستانفرایندی در تئاتر حماسی برشت که در آن با استفاده از عناصر متعدد، ازجمله نور و موسیقی و نحوۀ بازی، از غرقه شدن تماشاگر و بازیگر در نمایش جلوگیری میشود
فاصلهگذاری اجتماعیsocial distancingواژههای مصوب فرهنگستانمجموعهای از اقدامات و تمهیدات برای جلوگیری از گسترش بیماری واگیر ازطریق حفظ فاصلة فیزیکی و کاهش تماس افراد با یکدیگر متـ . فاصلهگذاری فیزیکی physical distanc
اثر فاصلهگذاریalienation effect, Verfremdungseffekt (de.)واژههای مصوب فرهنگستاناثری که مانع از غرق شدن تماشاگر در نمایش میشود و باعث میشود تا نگاه فلسفی و سیاسی اثر کاملاً دریافت شود
فاصلهگیریdrop backواژههای مصوب فرهنگستانرعایت کمینۀ فاصلۀ قانونی با شناور جلویی ازطریق افزایش فاصله
فاصلهگذاری اجتماعیsocial distancingواژههای مصوب فرهنگستانمجموعهای از اقدامات و تمهیدات برای جلوگیری از گسترش بیماری واگیر ازطریق حفظ فاصلة فیزیکی و کاهش تماس افراد با یکدیگر متـ . فاصلهگذاری فیزیکی physical distanc
برنامۀ تنظیم خانوادهfamily planning program, family planningواژههای مصوب فرهنگستاناقداماتی که به زوجها در پیشگیری از بارداریهای ناخواسته و فاصلهگذاری بین حاملگیها و تعیین تعداد فرزندان خانواده کمک میکند
نقطهجوشspot weldواژههای مصوب فرهنگستانهریک از جوشهای فاصلهداری که عموماً بهصورت دایره دیده میشود