۱. میزان دوری دو یا چند چیز یا چند نفر از هم؛ مسافت.
۲. زمان میان دو رویداد: در فاصلهٴ این سالها فرانسهٴ خود را تکمیل کرد.
۳. (اسم مصدر) [عامیانه، مجاز] جدایی؛ دوری.
۴. (موسیقی) اختلاف زیروبمی دو نت نسبت به یکدیگر.
〈 فاصله دادن: (مصدر لازم) میان دو چیز جدایی انداختن و آنها را از یکدیگر دور کردن.
〈 فاصله گرفتن: (مصدر لازم)
۱. بین خود و کسی یا چیزی فاصله ایجاد کردن.
۲. [مجاز] اجتناب کردن.
بازه
۱. بعد، دوری، مسافت
۲. فرجه
۳. جدایی
۴. خلال، عرض
۵. بین
distance, gap, interlude, interval, remove, separation, space, walk, way