۱. گشاینده کشورها در جنگ.
۲. (قید) همراه با پیروز.
〈 فاتح شدن: (مصدر لازم)
۱. پیروز شدن.
۲. غلبه کردن بر دشمن.
پیروزمند
پیروز، پیروزمند، جهانگشا، جهانگیر، چیره، غالب، فایق، فیروز، فیروزمند، قاهر، مظفر، منصور، ناصر ≠ مغلوب
conqueror, conquistador, triumphant, victor, victorious, winner, winning