فابیوسلغتنامه دهخدافابیوس . (اِخ ) بر یکی از خانواده های بزرگ روم اطلاق میشد که چون کشت باقلا رانخست افراد آن خانواده به مردم روم آموختند بدین اسم ملقب شدند. عده ٔ اعضاء خانواده ٔ
فاسیوسلغتنامه دهخدافاسیوس . (اِخ ) ظاهراً طبیبی بوده است ، و او را در عداد پزشکانی که در فاصله ٔ روزگاران بقراط و جالینوس زیسته اند نام برده اند. (از عیون الانباء فی طبقات الاطباء
فافیوسلغتنامه دهخدافافیوس . (معرب ، اِ) به یونانی کمون بری است ، و شاه ترج (شاه تره ) برّی را نیز نامند. (فهرست مخزن الادویه ).
کازیلینوملغتنامه دهخداکازیلینوم . (اِخ ) شهر قدیم کامپانی روبروی «کاپو» در ساحل «ولتورن » . در حوالی این شهر بود که «انیبال » که توسط «فابیوس » محاصره شده بود، گاوها را که از شاخهای
لی سی نیوس استولولغتنامه دهخدالی سی نیوس استولو. [ اِ ت ُ ل ُ ] (اِخ ) نام یکی از توانگران طبقه ٔ پلبس روم که با دختر فابیوس آمبوستوس ازدواج کرد و چون مردم روم شوهرخواهر زنش را به واسطه ٔ ای