فابریکلغتنامه دهخدافابریک . (فرانسوی ، اِ) کارخانه . کارخانه ٔ پارچه بافی . || مصنوع کارخانه از پارچه و غیر آن . (فرهنگ نظام ).
فابریکفرهنگ انتشارات معین[ فر. ] (اِ.) 1 - کارخانه . 2 - در اصطلاح فنی آن چه که در کارخانة سازنده اصلی ساخته شده باشد، اصل .
فابریکفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. [عامیانه] آنچه در کارخانۀ اصلی ساخته شده است و از آن کپیبرداری نشده است.۲. [منسوخ] کارخانه.
تاجیکستانلغتنامه دهخداتاجیکستان . [ ک ِ ] (اِخ ) جمهوری شوروی درآسیا، کوچکترین بخش دولت اتحاد جماهیر شوروی سابق . دارای 1175000 سکنه (که آنان را تاجیک نامند). بین ازبکستان و افغانستا