غیبت کردنلغتنامه دهخداغیبت کردن . [ غ َ / غ ِ ب َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) غایب شدن . ناپدید شدن . حاضر نشدن . رجوع به غَیبَت شود. || بد گفتن در پشت سر کسی . بدی و عیب کسی را در غیاب او گ
غیبتلغتنامه دهخداغیبت . [ ب َ ] (ع اِمص ) عیب کسی در قفای او گفتن . (غیاث اللغات ). بدگویی در غیاب کسی . غیبَة. غَیبَة. غَیبَت . رجوع به غیبة شود. جرجانی گوید: غیبت یاد کردن بدی
غیبتفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهبدگویی کردن پشت سر کسی؛ زشتیاد. غیبت کردن: (مصدر لازم) = غیبت۲ غیبت گفتن: (مصدر لازم) [قدیمی] = غیبت۲