غُلِبَتِفرهنگ واژگان قرآنشکست خورد - مغلوب شد (در اصل "غُلِبَتْ" بوده که به دليل رسيدن ساکن به تشديد در عبارت "غُلِبَتِ ﭐلرُّومُ " حرف "ت" کسره گرفته است )
غُلِبَتِفرهنگ واژگان قرآنشکست خورد - مغلوب شد (در اصل "غُلِبَتْ" بوده که به دليل رسيدن ساکن به تشديد در عبارت "غُلِبَتِ ﭐلرُّومُ " حرف "ت" کسره گرفته است )
حجرالکحل الاسودلغتنامه دهخداحجرالکحل الاسود. [ ح َ ج َ رُل ْ ک ُ لَل ْ اَ وَ ] (ع اِ مرکب ) دمشقی گوید: و یسمی الاثمد، و هو من حجارة الرصاص ترابی غلبت علیه الکبریتیة. و انواعه اربعة منها ث
حلاجیلغتنامه دهخداحلاجی . [ ح َل ْ لا ] (اِخ ) یحیی بن ابی حکیم . از پزشکان معروف و مخصوص معتضد خلیفه بوده و کتاب تدبیر الابدان النحیفةالتی قد غلبت علیه الصفرا را برای معتضد نوشت
فیلغتنامه دهخدافی . (ع حرف جر) حرف جر است . (منتهی الارب ). حرف جر است و ده معنی دارد: یکی معنی ظرفیت حقیقی « : غلبت الروم فی ادنی الارض و هم من بعد غلبهم سیغلبون فی بضع سنین
طلبةلغتنامه دهخداطلبة. [ طَ ل ِ ب َ ] (اِخ ) ابن قیس بن عاصم . از مردان عرب . این شعر از یکی از فرزندان اوست :و کنت اذا خاصمت خصماً کببته علی الوجه حتی خاصمتنی الدراهم فلما تناز