غوکانلغتنامه دهخداغوکان . (اِ) وزغ . (ناظم الاطباء) (اشتینگاس ). || ج ِ غوک . وزغان . (ناظم الاطباء). رجوع به وزغ ، غوک و قورباغه شود.
غورانیلغتنامه دهخداغورانی . (اِخ ) عبدالرحمن بن محمد مروزی ، مکنی به ابوالقاسم . از مشاهیر فقهای شافعی است . او راست : «اسرار الفقه » و «الابانة فی الفقه الشافعی ». وی به سال 461
غولانلغتنامه دهخداغولان . [ غ َ] (ع اِ) گیاهی است ترش شبیه به اشنان . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). نام قسمی شورگیاه .
غوآنچسلغتنامه دهخداغوآنچس . [ چ ِ ] (اِخ ) تلفظ ترکی گوآنچس . رجوع به گوآنچس و قاموس الاعلام ترکی شود.
قورباغهفرهنگ انتشارات معین(غِ)(اِ.) جانور دوزیست از تیرة غوکان ، معمولاً آبزی که دم و گردن ندارد دارای پوست صاف و دست و پای پره دار با جهش سریع .
قوافزلغتنامه دهخداقوافز. [ ق َ ف ِ ] (ع ص ، اِ) ج ِ قافز. غوکان . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || اسبان تیزرو که وقت دویدن برجهند. (آنندراج ). رجوع به قافز شود.
قورباغگانلغتنامه دهخداقورباغگان . [ غ َ / غ ِ ] (اِ) ج ِ قورباغه . راسته ای از ذوحیاتین که فاقد دم هستند و وزغ ها را نیز شامل میشوند.غوکان . ضفادع . در برخی مآخذ کلمه ٔ قورباغگان مرا
آریستفانلغتنامه دهخداآریستفان . [ ت ُ ] (اِخ ) اَریستفان . نام شاعر فکاهی مشهور آطنه (آتن ) در مائه ٔپنجم ق .م . او در اشعار خود برسوم و آداب و عادات زمان سخت تاخته و نامه هائی از م