قوحلغتنامه دهخداقوح . [ ق َ ] (ع مص ) ریم گرد آمدن . || روفتن خانه . (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (آنندراج ). قاح البیت ؛ کنسه . (اقرب الموارد).
قوحلغتنامه دهخداقوح . (ع اِ) ج ِ قاحة بمعنی گشادگی میان سرای . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (آنندراج ). رجوع به قاحه شود.
قوهفرهنگ انتشارات معین(قُ وِّ) [ ع . قوة ] (ا ِ .) 1 - نیرو، انرژی ، قدرت . 2 - آمادگی ذهنی ، استعداد. 3 - هر کدام از توانایی های ذهنی یا جسمی انسان . 4 - از نظر سیاسی هر یک از سه ن
غوهقلغتنامه دهخداغوهق . [ غ َ هََ ] (ع اِ) دیوانگی . (منتهی الارب ). جنون . (اقرب الموارد). || زاغ سیاه . غراب . لغتی است در عوهق به عین مهمله . (از منتهی الارب ) (اقرب الموارد)
غوهقلغتنامه دهخداغوهق . [ غ َ هََ ] (ع اِ) دیوانگی . (منتهی الارب ). جنون . (اقرب الموارد). || زاغ سیاه . غراب . لغتی است در عوهق به عین مهمله . (از منتهی الارب ) (اقرب الموارد)