غول آسادیکشنری فارسی به انگلیسیgiant, gigantic, monster, monstrous, colossal, cyclopean, gargantuan, infinite, massive
غول آسالغتنامه دهخداغول آسا. (ص مرکب ) بسیار بزرگ و معظم . آنچه مانند غول بزرگ و مهیب باشد. غول پیکر. دیومانند. رجوع به غول شود: کارخانه ٔ غول آسای ذوب فلزات .
غول پیکرلغتنامه دهخداغول پیکر. [ پ َ / پ ِ ک َ ] (ص مرکب ) آنچه یا آنکه بسیار بزرگ و مهیب باشد. غول آسا. کوه پیکر. رجوع به غول شود.
دیوبالالغتنامه دهخدادیوبالا. [وْ ] (ص مرکب ) بلند قد. طویل القامه . غول . غول آسا. فوق العاده بزرگ و عظیم .
غده ٔ زیرمغزیلغتنامه دهخداغده ٔ زیرمغزی . [ غ ُدْ دَ / دِ ی ِ م َ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) غده ٔ نخامی یا هیپوفیز . عضو کوچکی است که در قسمت درونی و پائین جمجمه در روی استخوان شب پره در