غوغةلغتنامه دهخداغوغة. [ غ َ غ َ ] (ع اِ) بانگ و فریاد. هیاهو. هنگامه . سر و صدا. قیل و قال . جار و جنجال . (دزی ج 2 ص 231).
قوقةلغتنامه دهخداقوقة. [ قو ق َ ] (ع اِ) جای موی از سر. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). الصَلَعه . || (ص ) اصلع. چنانکه گویند: لها ولد قوقة احدب . (اقرب الموارد).
سرناچیلغتنامه دهخداسرناچی . [ س ُ ] (ص مرکب ، اِ مرکب ) آنکه سرنا نوازد. (آنندراج ). نوازنده ٔ سرنا: سرناچی کم بود یکی هم از غوغه آمد.
سرنالغتنامه دهخداسرنا. [ س ُ ] (اِ) مخفف سورنای است که در نقاره خانه ها و روزهای جشن و سور نوازند و آن را نای رومی نیز گویند. (برهان ). نای رومی باشد که در بزم و رزم نوازند. (جه