غوغاییفرهنگ مترادف و متضادرزمآور، غوغاطلب، غوغاگر، فتنهانگیز، ماجراجو، مفسدهجو، واقعهطلب ≠ سلیم، مصلح
غوغاییلغتنامه دهخداغوغایی . [ غ َ / غُو ] (ص نسبی ) هنگامه ساز و فتنه انگیز. (ناظم الاطباء). آنکه فتنه جوید و فساد انگیزد. شرطلب . شرانگیز. فتنه انگیز.آشوبگر. رجوع به غوغا و غوغاء
بازاریابی غوغاییbuzz marketingواژههای مصوب فرهنگستاننوعی بازاریابی برای فروش کالا که در آن افراد ترغیب به صحبت دربارة کالا، بهویژه در شبکة اینترنت میشوند
غوناییونلغتنامه دهخداغوناییون . [ ] (اِخ ) تلفظ ترکی گنائیو . رجوع به گنائیو و قاموس الاعلام ترکی شود.
غوغاطلبفرهنگ مترادف و متضادغوغایی، غولدنگ، فتنهانگیز، فتنهجو، ماجراجو، ماجراطلب، مفسدهجو، واقعهطلب ≠ آرامشطلب، صلحجو، مصلح