آزمون غوطهوری متناوبalternate immersion testواژههای مصوب فرهنگستانآزمایشی که در آن ماده بهطور متناوب و گاه به مدت نسبتاً طولانی در محیط خورنده قرار میگیرد
محدودۀ غوطهوریsubmerged zoneواژههای مصوب فرهنگستانقسمتی از یک سازۀ دریایی که همواره در داخل آب است و گستردگی آن از زیر محدودۀ پاششی تا خط کف دریا است
مرکز غوطهوریcentre of buoyancy, centre of displacement, centre of immersion, centre of immersed bulkواژههای مصوب فرهنگستانمرکز هندسی حجم آب جابهجاشده در زیرشناور برابر با حجمِ زیرِ آب شناور
غوطهورسازی داغhot dippingواژههای مصوب فرهنگستانپوششدهی یک ماده با غوطهور ساختن آن در یک حمام فلز مذاب مانند روی یا قلع
ناغوشفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهغوطهوری در آب؛ سر فروبردن در آب؛ غوطه. ناغوش خوردن: (مصدر لازم) [قدیمی] سر در آب فروبردن؛ غوطه خوردن: ◻︎ گرد گرداب مگرد ای که ندانی تو شنا / که شوی غرقه چو ناگ
پوشش رویاندودgalvanized coatingواژههای مصوب فرهنگستانپوششی از جنس روی خالص که به روشهای مختلف مانند غوطهوری داغ یا نهشت برقکافتی یا مکانیکی ایجاد میشود
تمیزکاری قلیاییalkaline cleaningواژههای مصوب فرهنگستانزدودن آلودگی از سطح فلز به روش افشانش یا غوطهوری با استفاده از تمیزکنندههای قلیایی
روتسازی سردcold strippingواژههای مصوب فرهنگستانبرداشتن و زدودن لایۀ رنگ غالباً به روش غوطهوری در دمای محیط