غوارةلغتنامه دهخداغوارة. [ غ َ رَ ] (اِخ ) قریه ای است در کنار ظهران ، و دارای درخت خرما و چشمه هاست . (از معجم البلدان ).
قوارةلغتنامه دهخداقوارة. [ ق ُ رَ ] (اِخ ) موضعی است میان بصره و مدینه . (منتهی الارب ). دارای چشمه ها و نخلستانهای بسیاری است و از عیسی بن جعفر است . و بین راجیه و بطن الرمه و ن
قوارةلغتنامه دهخداقوارة. [ ق ُ رَ ] (ع اِ) جامه و جز آن گرد بریده یا مخصوص است به ادیم . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (آنندراج ). آنچه از اطراف چیزی بریده باشن
غورهلغتنامه دهخداغوره . [ رَ ] (اِخ ) قریه ای است بر دروازه ٔ هرات . (از معجم البلدان ). یکی از قرای هرات ، و منسوب آن غورجی است . (از اللباب فی تهذیب الانساب ج 2 ص 182).
غورهلغتنامه دهخداغوره . [ غ ُ رِ ] (اِخ ) تلفظ ترکی گره . نام جزیره ای در آفریقای غربی فرانسه ، که جزء سنگال است و روبروی داکار قرار دارد. رجوع به قاموس الاعلام ترکی شود.
غوره ٔ خرمالغتنامه دهخداغوره ٔ خرما. [رَ / رِ ی ِ خ ُ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) خرمای نارسیده . بُسر. بَلَح . خَلال . رجوع به غوره و خرما شود.
غورارهلغتنامه دهخداغوراره . [ رَ] (اِخ ) غواره . تلفظ ترکی گورارا . رجوع به گورارا و قاموس الاعلام ترکی شود.
غورهلغتنامه دهخداغوره . [ رَ ] (اِخ ) قریه ای است بر دروازه ٔ هرات . (از معجم البلدان ). یکی از قرای هرات ، و منسوب آن غورجی است . (از اللباب فی تهذیب الانساب ج 2 ص 182).
غورهلغتنامه دهخداغوره . [ غ ُ رِ ] (اِخ ) تلفظ ترکی گره . نام جزیره ای در آفریقای غربی فرانسه ، که جزء سنگال است و روبروی داکار قرار دارد. رجوع به قاموس الاعلام ترکی شود.
plumbsدیکشنری انگلیسی به فارسیغارها، ژرف پیما، شاقول عمودی، گلوله سربی، عمود بودن، با شاقول ازمودن، لوله کشی کردن، ژرف یابی کردن، عمق پیمودن، عمودیقرار دادن، شاقولی افتادن، با سرب مهر و موم