غنیمتلغتنامه دهخداغنیمت . [ غ َ م َ ] (ع اِ) اموالی که مسلمانان در جهادبا کفار حربی به دست آورند. مال و خواسته که از دشمن گرفته شود. غنیمة. رجوع به غنیمة شود : غنیمت بر او بخش کو
غنیمتلغتنامه دهخداغنیمت . [ غ َ م َ ] (ع اِ) اموالی که مسلمانان در جهادبا کفار حربی به دست آورند. مال و خواسته که از دشمن گرفته شود. غنیمة. رجوع به غنیمة شود : غنیمت بر او بخش کو
تیغآوردلغتنامه دهخداتیغآورد. [ وَ ] (ن مف مرکب ) آورده ٔ تیغ. محصول جنگ . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). غنیمت جنگی : در جهان امروز بردابرد تست دولت و اقبال تیغآورد تست .ظهیر فاریابی (
فدکلغتنامه دهخدافدک . [ ف َ دَ ] (اِخ ) قریه ای در حجاز که از آنجا تا مدینه دو روز راه است ، و گویند سه بخش بوده است و هنگامی که رسول اکرم خیبر و قلاع آن رافتح کرد، سه قلعه پای