25 فرهنگ

1919 مدخل


غلیظ

qaliz

۱. دارای مادۀ محلول بسیار در مایع: چای ‌غلیظ.
۲. شدید؛ پررنگ: آرایش غلیظ.
۳. [مجاز] فشرده و انبوه: دود غلیظ.
۴. [عامیانه] با شدت یا وضوح فراوان: لهجهٴ غلیظ، فحش غلیظ.
۵. [قدیمی] خشن و تندخو: مٲمور غلیظ.

پرمایه، چگال

۱. انبوه، پرمایه، تند، چگال، متراکم
۲. درشتخو، سنگدل ≠ رقیق

gross, heavy, stiff, thick