341 مدخل
غلیظ، پرمایه ،
پرمایگ
تراکم، تکاثف، چگالی، سختی، قوام ≠ رقت
consistency, denseness, density
wetting agent
غلظت داشتن . [ غ ِ ظَ ت َ ](مص مرکب ) غلیظ بودن . رجوع به غِلظَة و غلیظ شود.
غلظت
غلظت، شکل بلوطی، بلوط
غلظت مولر