غلط گیرلغتنامه دهخداغلط گیر. [ غ َ ل َ ] (نف مرکب ) ناقد. نقدکننده . || مصحح . تصحیح کننده . آنکه نوشته و گفته ٔ دیگران را تصحیح کند.
غلط گیرفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. آنکه غلطهای یک متن چاپی را اصلاح میکند؛ نمونهخوان.۲.آنچه با آن غلطهای یک متن را اصلاح میکنند: لاک غلط گیر.
غلط گیریفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهشغل و عمل غلطگیر؛ گرفتن غلط در نوشته یا گفتۀ کسی. غلطگیری کردن: (مصدر متعدی) تصحیح کردن غلطهای متن چاپی.