غلطگیری کردنلغتنامه دهخداغلطگیری کردن . [ غ َ ل َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) عمل غلطگیر. تصحیح نوشته و گفته ٔ کسی .
غلطگیریلغتنامه دهخداغلطگیری . [ غ َ ل َ ] (حامص مرکب ) نقد. انتقاد کردن از نوشته یا گفته ٔ کسی . || تصحیح . تصحیح نوشته و گفته ٔ کسی . کار غلطگیر.
بالة غلتگیرbilge keel, bilge pieceواژههای مصوب فرهنگستانبالهای کوچک در طول بدنة شناور، کمی بالاتر از مازه و در امتداد خن که مانع از غلتش شناور میشود
نمونۀ پدیدآورauthor's proof, APواژههای مصوب فرهنگستاننسخۀ غلطگیری و نمونهخوانی شدهای که برای تأیید نهایی پدیدآور به نزد او فرستاده میشود
غلط گیریفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهشغل و عمل غلطگیر؛ گرفتن غلط در نوشته یا گفتۀ کسی. غلطگیری کردن: (مصدر متعدی) تصحیح کردن غلطهای متن چاپی.
ویرایشفرهنگ فارسی طیفیمقوله: رسانۀ ارتباط . وسیلۀ انتقال اندیشه تصحیح، اِدیت، اصلاح، نمونهخوانی، غلطگیری نشانههایویرایشی، علامات تصحیح ویراستار، مصحح، نمونهخوان، ادیتور، غلطگیر،
مسودهفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. مکتوبی که نوشته میشود تا بعداً اصلاح و پاکنویس کنند؛ چرکنویس.۲. نمونهای که چاپخانه از مطالب چیدهشده برای تصحیح و غلطگیری میدهد.