غلامزادهلغتنامه دهخداغلامزاده . [ غ ُ دَ / دِ ] (ص مرکب ،اِ مرکب ) فرزند غلام . رجوع به غلام شود. || در تداول عامه فرزند خویش را گویند رعایت ادب را.
غلامزادهلغتنامه دهخداغلامزاده . [ غ ُ دَ / دِ ] (ص مرکب ،اِ مرکب ) فرزند غلام . رجوع به غلام شود. || در تداول عامه فرزند خویش را گویند رعایت ادب را.
خانهزادفرهنگ مترادف و متضاد۱. خانهپرور، غلامزاده، بندهزاده، خانهزاده ۲. محرم، خودی ≠ غریبه ۳. بنده، غلام، خدمتکار (دیرین)
غلاملغتنامه دهخداغلام . [ غ ُ] (ع اِ) کودک . (منتهی الارب ) (غیاث اللغات ). کودک شهوت پدیدآمده . (ترجمان علامه ٔ جرجانی تهذیب عادل نسخه ٔکتابخانه ٔ لغت نامه ). پسر از هنگام ولاد