غلامیلغتنامه دهخداغلامی . [ غ ] (اِخ ) مولاناسعید غلامی . یکی از شاعران ایران بود. در صبح گلشن آمده : غلامی از خداوندان سخن برجسته ، و شاهدان مضامین رنگین به غلامی طبع والایش کمر
غلامیلغتنامه دهخداغلامی . [ غ ُ ] (ص نسبی ) منسوب به غلام . رجوع به غلام شود. || محبوب دوست . زن دوست . (از فرهنگ شعوری ج 2 ورق 192 الف ).
شاگردی کردنلغتنامه دهخداشاگردی کردن . [ گ ِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) در خدمت استاد بودن فراگرفتن فضل و دانش را. تتلمذ کردن : شاگردی روزگار کردم بسیاردر دور زمان هنوز استاد نیم . خیام .|| به
رقیتلغتنامه دهخدارقیت . [ رِق ْ قی ی َ ] (از ع ، اِمص ) بندگی و غلامی و عبودیت . (ناظم الاطباء). بندگی کردن و غلامی نمودن . (غیاث اللغات ). بندگی . غلامی . عبودیت . در عربی بدین