قلاغلغتنامه دهخداقلاغ . [ ق ُ ] (اِ) پوز و لب و دهان .(ناظم الاطباء). اطراف و پیرامون دهان . (آنندراج ).
طوافلغتنامه دهخداطواف . [ طَوْ وا ] (اِخ ) ابن غلاق (متوفی بسال 58 هَ . ق .). از زعماء خوارج ببصره و مردی شجاع و پاکیزه و پرهیزگار بود. وی با هفتاد کس از بنی عبدالقیس بر عبیداﷲب