غضائریلغتنامه دهخداغضائری . [ غ َ ءِ ] (اِخ ) احمدبن حسین بن عبیداﷲ غضائری ، مکنی به ابوالحسین معروف به ابن غضائری . وی از مؤلفان نیمه ٔ اول قرن چهارم هجری قمری است و دو کتاب یکی
غضائریلغتنامه دهخداغضائری . [ غ َ ءِ ] (اِخ ) حسین بن حسن بن محمدبن قاسم بن محمدبن یحیی بن جلیس بن عبداﷲ مخزومی ، معروف به غضائری و مکنی به ابوعبداﷲ. او از اهل بغداد بود. از ابوبک
غضائریلغتنامه دهخداغضائری . [ غ َ ءِ ] (اِخ ) حسین بن عبیداﷲ، مکنی به ابوجعفر. رجوع به ابوجعفر حسین ... شود.
غضائریلغتنامه دهخداغضائری . [ غ َ ءِ ] (اِخ ) طیب بن محمدبن احمد غضائری صوفی ، مکنی به ابوبکر. سمعانی گوید: او از اهل ابیورد و شیخ صوفیه ٔ آنجا بود. صالح و بسیارعبادت و خوش اخلاق
غضائریلغتنامه دهخداغضائری . [ غ َ ءِ ] (اِخ ) علی بن عبدالحمیدبن عبداﷲبن سلیمان غضائری ، مکنی به ابوالحسن . او از اهل حلب بود و گفته اند اصلاً بغدادی بود و در حلب سکونت داشت . وی
غضائری رازیلغتنامه دهخداغضائری رازی . [ غ َ ءِ ی ِ ] (اِخ ) محمدبن علی غضائری رازی ، مکنی به ابوزید از شاعران بزرگ عراق واز مداحان امرای آخر دیلمی در ری و سلطان یمین الدوله محمود غزنوی
محمد غضائریلغتنامه دهخدامحمد غضائری . [ م ُ ح َم ْ م َ دِ غ َ ءِ ] (اِخ )، مکنی به ابویزید. رجوع به غضائری شود.
ابن غضائریلغتنامه دهخداابن غضائری . [ اِ ن ُ غ َ ءِ ] (اِخ ) ابوالحسین احمدبن حسین بن عبیداﷲ الغضائری . عالم شیعی در اوائل قرن پنجم هجری ، صاحب کتاب رجال معروف . او نزد پدر خود حسین ب
غضاری رازیلغتنامه دهخداغضاری رازی . [ غ َ ی ِ ] (اِخ ) رجوع به غضائری رازی و مجمع الفصحاء ج 1 ص 368 و ترجمان البلاغه ٔ رادویانی شود. در همین کتاب اخیر این مطلع از او آمده است : این غم
غضائری رازیلغتنامه دهخداغضائری رازی . [ غ َ ءِ ی ِ ] (اِخ ) محمدبن علی غضائری رازی ، مکنی به ابوزید از شاعران بزرگ عراق واز مداحان امرای آخر دیلمی در ری و سلطان یمین الدوله محمود غزنوی
محمد غضائریلغتنامه دهخدامحمد غضائری . [ م ُ ح َم ْ م َ دِ غ َ ءِ ] (اِخ )، مکنی به ابویزید. رجوع به غضائری شود.
ابن غضائریلغتنامه دهخداابن غضائری . [ اِ ن ُ غ َ ءِ ] (اِخ ) ابوالحسین احمدبن حسین بن عبیداﷲ الغضائری . عالم شیعی در اوائل قرن پنجم هجری ، صاحب کتاب رجال معروف . او نزد پدر خود حسین ب
احمدلغتنامه دهخدااحمد. [ اَ م َ ] (اِخ ) غضائری . رجوع به احمدبن حسین بن عبیداﷲ و رجوع بروضات الجنات ص 13 شود.