25 فرهنگ

1726 مدخل


غش

qaš

حالت از بین‌ رفتن هوشیاری، به‌سبب بیماری‌های عصبی، قلبی، و مانند آن‌ها؛ بیهوشی.
⟨ غش کردن: (مصدر لازم) (پزشکی) از حال رفتن به‌سبب هیجان حاد یا بیماری قلبی؛ بیهوش شدن: ◻︎ زآن شراب ناب بی‌غش ده که اندر صومعه / صوفی صافی برای جرعه‌ای غش می‌کند (سلمان ساوجی: ۳۰۸).

۱. اغما، بیهوشی، ریسه، صرع، ضعف، کما، مدهوشی
۲. تزویر، تقلب
۳. پردهپوشی
۴. خیانت

alloy, blackout, faint, fit, senseless, swoon, syncope