غسانیانلغتنامه دهخداغسانیان . [ غ َس ْ سا ] (اِخ ) ملوک غسان . دولت غسانی در شمال غربی عربستان ، در ناحیه ای به نام حوران و بلقاء در مجاورت مستملکات دولت روم قرار داشت . و با آن دو
حارثلغتنامه دهخداحارث . [ رِ ] (اِخ ) بیست و یکمین ملک از غسانیان یعنی آل جفنه . رجوع به حبط جزء 2 از ج 1 ص 92 شود.
غساسنهلغتنامه دهخداغساسنه . [ غ َ س ِ ن َ ] (اِخ ) ملوک غسان یا غسانیان . رجوع به غسان و غسانیان و آل جفنه شود. کلمه ٔ غساسنه ظاهراً جمع غسان و غسانیه است و در فرهنگهای عربی تنها
حارثلغتنامه دهخداحارث . [ رِ ] (اِخ ) ابن جبلةبن حارث . پنجمین از غسانیان است و مدت امارت او ده سال بود. و ماریه ٔ ذات القرطین بنت عمروبن جفنه مادر اوست ، و ببلقا می نشست و حفیر
طائرلغتنامه دهخداطائر. [ ءِ ] (اِخ ) نام شاهزاده ای از عرب : ز غسانیان طائر شیردل که دادی فلک را بشمشیر دل . فردوسی .بعد از فوت هرمزبن نرسی این خبر شایع شد که پادشاه عجم قدم بصح
بسطورسلغتنامه دهخدابسطورس . [ ] (اِخ ) نام ملک الروم است که جفته بن عمرو نخستین از غسانیان را پادشاهی داد. (مجمل التواریخ و القصص ص 174). رجوع به مجمل التواریخ شود.