غريبدیکشنری عربی به فارسیانتقال دادن , بيگانه کردن , منحرف کردن , غريب وعجيب , غير مانوس , ناشي از هوس , خيالي , وهمي , هم ريشه , همجنس , واژه هم ريشه , خارجي , خارج از قلمرو چيزي , غير
غریبفرهنگ مترادف و متضاد۱. بیگانه، غریبه، ناآشنا، ناشناخته، ناشناس ۲. بیکس، فقیر ۳. نامحرم ۴. اجنبی، خارجی ۵. بدیع، حیرتانگیز، شگفت، شگفتآور، عجیب، غیرعادی ۶. طرفه، طریف، نو ۷. دورازوط