۱. احساس سربلندی و شادمانی به علت کسب موفقیت، احترام و غیره.
۲. (اسم مصدر) کبر و نخوت؛ خودبینی.
۳. (اسم مصدر) [قدیمی] فریفتن؛ فریب دادن؛ بیهوده امیدوار کردن کسی.
۴. (اسم مصدر) [قدیمی] فریب خوردن؛ به چیزی بیهوده طمع بستن.
〈 غرور جوانی: (پزشکی) [مجاز] = جوش 〈 جوش غرور جوانی
〈 غرور داشتن: (مصدر لازم) مغرور بودن؛ کبر و نخوت داشتن؛ خودبین بودن: ◻︎ زاهد غرور داشت سلامت نبرد راه / رند از ره نیاز به دارالسّلام رفت (حافظ: ۱۸۴).
〈 غرور خوردن: (مصدر لازم) [قدیمی] فریب خوردن.
〈 غرور دادن: (مصدر متعدی) [قدیمی] فریب دادن.
ابرخویشی، باد، برتن
۱. تفاخر، تفرعن، تکبر، خودخواهی، خودبزرگبینی، خودپسندی، خودبینی، خودستایی، خویشتنبینی، فخر، کبر، منیت، نخوت
۲. جوش ≠ خضوع
cockiness, conceit, ego, egoism, egotism, haughtiness, immodesty, pride, scornfulness, self-conceit, self-esteem, superciliousness, vainglory, vanity, wind